خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از تغافل معشوق، ناامیدی از وصال، و حسادت رقیبان مینالد، اما همچنان به عشق و آرزوی دیدار معشوق پایبند است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق، ناامیدی، و حسادت است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد.
شماره ۲۶۰ - خوش آنکه رنجه گر شده باشم ز خوی تو
خوش آنکه رنجه گر شده باشم ز خوی تو
غافل کنم ترا و ببینم به سوی تو ۱
با آنکه همچو گنج به ویرانه منی
بهر فریب غیر کنم جستوجوی تو ۲
از بس که هر زمان شود افزون تغافلت
هر روز ناامیدتر آیم ز کوی تو ۳
دارم گمان عشق تو بر همدمان خویش
از بس که میکنند به من گفتوگوی تو ۴
رشک رقیب از دل میلی نمیرود
ترسم برون رود ز دلش آرزوی تو ۵
غافل کنم ترا و ببینم به سوی تو ۱
با آنکه همچو گنج به ویرانه منی
بهر فریب غیر کنم جستوجوی تو ۲
از بس که هر زمان شود افزون تغافلت
هر روز ناامیدتر آیم ز کوی تو ۳
دارم گمان عشق تو بر همدمان خویش
از بس که میکنند به من گفتوگوی تو ۴
رشک رقیب از دل میلی نمیرود
ترسم برون رود ز دلش آرزوی تو ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۹ - دل کیست، خراب صحبت تو
گوهر بعدی:شماره ۲۶۱ - ای عالمی در خاک و خون، از غمزه خونریز تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.