خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق، رنجهای ناشی از آن و دشواریهای زندگی درگیر با آرزوها و رقابتهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر بیان میکند که زندگی بدون عشق و یار، همراه با اضطراب و بیداد، غیرممکن است و حتی دشمنیِ غم نیز در این مسیر بهتر از نبود یار به نظر میرسد.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی درباره عشق و رنجهای آن است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی مفاهیم مانند مرگ و بیداد ممکن است برای کودکان یا نوجوانان کمسال سنگین باشد.
شماره ۲۴۶ - چون هجوم آرد محبت، شاد نتوان زیستن
چون هجوم آرد محبت، شاد نتوان زیستن
در کمند آرزو آزاد نتوان زیستن ۱
عهد یاری با رقیبان بستی و زین اضطراب
گرچه عهد توست بیبنیاد، نتوان زیستن ۲
نیم بسمل سازدم چون ذوق شکرّخند او
زهر چشمش گر نباشد یاد، نتوان زیستن ۳
دوستان گویند اهل عشق را غم دشمن است
ایخوش آن دشمن که بیاو شاد نتوان زیستن ۴
زخمکاری، بخت نافرمان، شکاری نیم جان
با وجود رحمت صیاد نتوان زیستن ۵
یار، میلی میشود بیدادآموز رقیب
فکر مردن کن کزین بیداد نتوان زیستن ۶
در کمند آرزو آزاد نتوان زیستن ۱
عهد یاری با رقیبان بستی و زین اضطراب
گرچه عهد توست بیبنیاد، نتوان زیستن ۲
نیم بسمل سازدم چون ذوق شکرّخند او
زهر چشمش گر نباشد یاد، نتوان زیستن ۳
دوستان گویند اهل عشق را غم دشمن است
ایخوش آن دشمن که بیاو شاد نتوان زیستن ۴
زخمکاری، بخت نافرمان، شکاری نیم جان
با وجود رحمت صیاد نتوان زیستن ۵
یار، میلی میشود بیدادآموز رقیب
فکر مردن کن کزین بیداد نتوان زیستن ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۵ - ای مایه آزار دل، فکر دلزاری بکن
گوهر بعدی:شماره ۲۴۷ - چنان شد همنشینم چشم مست فتنهبار تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.