خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن می‌گوید. او از غم معشوق لذت می‌برد و خود را بیگانه از همه و افسانه‌ای در دیوانگی می‌داند. آرزوی وصل ندارد، چرا که از می عشق لبریز شده است. همچنین، از درد فراق و خنجر معشوق بی‌خبر است، زیرا در وضعیتی یتیمانه و بیهوش افتاده است.

متن دارای مضامین عاشقانه و غم‌انگیز است که درک آن به بلوغ عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌هایی مانند 'خنجر زدن' و 'یتیمانه' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۲۵ - آگه از لذت غم تا من دیوانه شدم

آگه از لذت غم تا من دیوانه شدم
آشنا با غم او، وز همه بیگانه شدم ۱

تا کسی منع من از رفتن کویش نکند
شادمانم که به دیوانگی افسانه شدم ۲

جا ندارد به دلم آرزوی وصل دگر
که لبالب ز می عشق چو پیمانه شدم ۳

نشدم با خبر از لذت خنجر زدنش
بس که بیهوش ازان وضع یتیمانه شدم ۴
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۲۴ - امشب می وصال، پیاپی کشیده‌ام
گوهر بعدی:شماره ۲۲۶ - از بس که بزم مهر و وفا گرم کرده‌ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.