خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از رنجهای عاشقانه و دلشکستگی خود سخن میگوید. او از نگاه خونخوار معشوق، انتظار بیپایان، وعدههای بیثمر و رفتارهای ناپایدار معشوق شکایت دارد. احساساتی مانند ناامیدی، سردرگمی و رنجش در این اشعار بهوضوح دیده میشود.
محتوا شامل مضامین عاطفی پیچیده، دلشکستگی و احساسات عمیق است که برای نوجوانان و بزرگسالان قابل درک و ارتباطپذیر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشقی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۲۲ - هلاک جان خود زان غمزه خونخوار فهمیدم
هلاک جان خود زان غمزه خونخوار فهمیدم
به جانم کار دارد، از هوای کار فهمیدم ۱
خراب مجلس دوشم، که از اغیار در مستی
شکایت گونهای کردی که صد آزار فهمیدم ۲
گمان وعده دیدار او با کس نمیبردم
ز تاب انتظار آوردن اغیار فهمیدم ۳
چنان امیدواری پشتگرمم داشت در بزمش
که صد عذر صریحم گفت و من دشوار فهمیدم ۴
نگاهی کردی و انداختی در بیم و امیدم
چه بود این حرف کز وی مدعا بسیار فهمیدم ۵
ز بدخویی چه کردی با دل آزرده میلی
که امشب داشت آزاری که بیاظهار فهمیدم ۶
به جانم کار دارد، از هوای کار فهمیدم ۱
خراب مجلس دوشم، که از اغیار در مستی
شکایت گونهای کردی که صد آزار فهمیدم ۲
گمان وعده دیدار او با کس نمیبردم
ز تاب انتظار آوردن اغیار فهمیدم ۳
چنان امیدواری پشتگرمم داشت در بزمش
که صد عذر صریحم گفت و من دشوار فهمیدم ۴
نگاهی کردی و انداختی در بیم و امیدم
چه بود این حرف کز وی مدعا بسیار فهمیدم ۵
ز بدخویی چه کردی با دل آزرده میلی
که امشب داشت آزاری که بیاظهار فهمیدم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - چون نظر در خواب بر خورشید رخسارش کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - گر از نوروز، نوشد ماتمم، خاطر مجوییدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.