خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر احساسات شاعر درباره عشق، دوری، امید و ناامیدی است. او از عشق و هجران میگوید و امیدوار است که با رحمت الهی، مشکلاتش برطرف شود. همچنین، شاعر از مدعیان و مشکلاتی که در راه عشق با آنها روبرو میشود، سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۱۷۸ - آن شهسوار هرگه بر بادپا برآید
آن شهسوار هرگه بر بادپا برآید
بیخواست از گدایان، شور دعا برآید ۱
طفل است و شرم او را مانع زآشنایی
ترسم که رفته رفته، ناآشنا برآید ۲
از آب دیده کردم سیراب، نخل او را
شاید به این نم از وی، برگ نوا برآید ۳
مفرست روز هجران، پیغام وصل سویم
جان را ز ره مگردان، بگذار تا برآید ۴
خواهم ترا برآرم از مدعی، ولیکن
حاشا که چون منی را، این مدعا برآید ۵
افتد ز ابر رحمت، گر قطرهای به خاکم
زان قطره، همچو پیکان، نخل بلا برآید ۶
میلی چنین که جان را، بگرفته غم گریبان
بختت به این زبونی، با او کجا برآید ۷
بیخواست از گدایان، شور دعا برآید ۱
طفل است و شرم او را مانع زآشنایی
ترسم که رفته رفته، ناآشنا برآید ۲
از آب دیده کردم سیراب، نخل او را
شاید به این نم از وی، برگ نوا برآید ۳
مفرست روز هجران، پیغام وصل سویم
جان را ز ره مگردان، بگذار تا برآید ۴
خواهم ترا برآرم از مدعی، ولیکن
حاشا که چون منی را، این مدعا برآید ۵
افتد ز ابر رحمت، گر قطرهای به خاکم
زان قطره، همچو پیکان، نخل بلا برآید ۶
میلی چنین که جان را، بگرفته غم گریبان
بختت به این زبونی، با او کجا برآید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۷ - شرح الم دوری، در خامه نمیگنجد
گوهر بعدی:شماره ۱۷۹ - قاصد کز تو به ما نامه نامی آورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.