خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از مولوی بیانگر ناامیدی از انسان‌های خوبی است که به راه نادرست می‌روند و نصیحت نمی‌شنوند. شاعر خود را مانند سگ وفادار آن‌ها می‌داند که با وجود بی‌توجهی‌شان، همچنان به آن‌ها عشق می‌ورزد. همچنین، اشاره‌ای به دشمنانی دارد که با پیکان کینه به سوی دیگران می‌تازند، اما در نهایت جز تخم کینه چیزی به دست نمی‌آورند.

مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه‌ی بیشتری دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند.

مشاهده کامل

شماره ۱۷۰ - حیف خوبان کاین‌چنین میخواره و هر جا روند

حیف خوبان کاین‌چنین میخواره و هر جا روند
پیش خود بر پا و خود را و نصیحت نشنوند ۱

توسن کین گرم می‌رانند و جانها در عنان
همچو صید زخمدار افتان و خیزان می‌دوند ۲

من سگ آن وحشیان خانه‌پرور کز حیا
چون غزال آدمی نادیده، با کس نگروند ۳

مانده بهر التفاتم این‌چنین گرم طلب
شمع را پروانگان جویا نه بهر پرتوند ۴

دشمنان پیکان کین ریزند بر میلی، ولی
غیر ازین تخمی که می‌کارند، هرگز ندروند ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۹ - از بس که دایم بی‌گنه آزرده‌ام از یار خود
گوهر بعدی:شماره ۱۷۱ - با او سخنی ز من که گوید؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.