خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از رنجها و ناامیدیهای خود میگوید، از فریب خوردن و بیعدالتیهای جهان شکایت دارد و زندگی در شهری با حکومت ستمگر را تحملناپذیر میداند. او همچنین به بیرحمیهای ناگهانی و تأثیر عمیق آه و نالههایش اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و اجتماعی مانند ناامیدی، ستمگری و انتقاد از وضعیت جامعه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد.
شماره ۱۵۴ - ... اهی چنین باشد
... اهی چنین باشد
... اهی چنین باشد ۱
فریب خویش دادن غایتی دارد، مرا تا کی
دگر تاب نشستن بر سر راهی چنین باشد ۲
تکلف بر طرف، تا کی توان دیدن که بر رغمم
نکورویی چنان، همراه بدراهی چنین باشد ۳
من و آوارگی، گر زندگی باشد، معاذاللّه
ز شهری کاندرو بیدادگر شاهی چنین باشد ۴
چو ناگاه از تو بیدادی رسد، خود را دهم تسکین
که بیرحمی چنان، سهل است اگر گاهی چنین باشد ۵
ز میلی غافل ای افسرده دم منشین که در یک دم
زند آتش به عالم هر که را آهی چنین باشد ۶
... اهی چنین باشد ۱
فریب خویش دادن غایتی دارد، مرا تا کی
دگر تاب نشستن بر سر راهی چنین باشد ۲
تکلف بر طرف، تا کی توان دیدن که بر رغمم
نکورویی چنان، همراه بدراهی چنین باشد ۳
من و آوارگی، گر زندگی باشد، معاذاللّه
ز شهری کاندرو بیدادگر شاهی چنین باشد ۴
چو ناگاه از تو بیدادی رسد، خود را دهم تسکین
که بیرحمی چنان، سهل است اگر گاهی چنین باشد ۵
ز میلی غافل ای افسرده دم منشین که در یک دم
زند آتش به عالم هر که را آهی چنین باشد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۳ - دل چون ز پی سلامت افتاد
گوهر بعدی:شماره ۱۵۵ - کدام شاه چنین کینهخواه میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.