خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ بیانگر درد و رنج شاعر از بار غم و ناملایمات زندگی است. او از بی‌عدالتی‌ها و نابسامانی‌های جامعه شکایت دارد و احساس تنهایی و بی‌پناهی می‌کند. شاعر از رفتارهای نادرست مردم و عاقلان انتقاد می‌کند و احساس می‌کند که در دام غم و اندوه گرفتار شده است.

مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند اندوه و تنهایی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

شماره ۱۴۷ - بار غم سنگین‌دلان بر جان غم‌فرسا نهند

بار غم سنگین‌دلان بر جان غم‌فرسا نهند
هر که را از پا دراندازند، بر سر پا نهند ۱

در مقام چاره‌سازی چون شوند این سرکشان
بر سر زخم تمنا، داغ استغنا نهند ۲

منزلم از بس که چون ماتم‌سرا پر شیون است
خلق یک‌یک، چشم بر در، گوش بر غوغا نهند ۳

شرم بادا عاقلان را،‌ کز پی دفع جنون
داغ بر سر، بند بر پای من شیدا نهند ۴

خلق را شد عذر تقصیرات تا تقریر حرف
با تو صد بیگانه، دل بر آشناییها نهند ۵

پا برون نتوانم از ویرانه چون میلی نهاد
بس که طفلان سر به دنبال من رسوا نهند ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۶ - از مستی شب، زلف تو بی‌تاب نماید
گوهر بعدی:شماره ۱۴۸ - جان به حسرت دادم و آزار دل بر جا بماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.