خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام، بیوفایی معشوق و رنجهای عاشق سخن میگوید. شاعر از دلشکستگی، خیالپردازی درباره معشوق، و حتی شادی در نومیدی مینالد. همچنین به قدرت جذبه معشوق و اسارت عاشقان اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عاطفی مانند دلشکستگی، نومیدی و استعارههای پیچیده (مانند 'قتل' و 'جلاد') نیازمند درک بالاتری از هیجانات انسانی است که برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شماره ۱۴۴ - دل چون ز بیوفایی او یاد میکند
دل چون ز بیوفایی او یاد میکند
پیش خیال او گله بنیاد میکند ۱
زان گونه گرم خواهش داد است از تو دل
کش داد میدهیّ و همان داد میکند ۲
پیغام قتل کز تو رقیب آورد به من
نومیدیام ببین که مرا شاد میکند ۳
قتل مرا کرشمه جلاد او بس است
بیهوده شحنه اجل امداد میکند ۴
از ذوق من به بند تو خلقی فتادهاند
صید تو کار آهوی صیاد میکند ۵
پیش خیال او گله بنیاد میکند ۱
زان گونه گرم خواهش داد است از تو دل
کش داد میدهیّ و همان داد میکند ۲
پیغام قتل کز تو رقیب آورد به من
نومیدیام ببین که مرا شاد میکند ۳
قتل مرا کرشمه جلاد او بس است
بیهوده شحنه اجل امداد میکند ۴
از ذوق من به بند تو خلقی فتادهاند
صید تو کار آهوی صیاد میکند ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - از نخل او امید نوا داشتم، نشد
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - او درین نظاره کز تن جان محزون میرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.