خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و هوس، بیقراری و شیدایی، و جستجوی معنا در زندگی سخن میگوید. شاعر از دلهای بیقرار، پروانههای عاشق، و شوریدهدلانی میگوید که در پی چراغی در تاریکی هستند. همچنین، از دست دادن ناموس و رسیدن به عرفان و فراغت نیز اشاره شده است.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به شیدایی و جنون، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند از دست دادن ناموس و رسیدن به فراغت نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۰ - باز دل چشم هوس در پی داغی دارد
باز دل چشم هوس در پی داغی دارد
باز پروانه ما رو به چراغی دارد ۱
میرود بیسر و پا، سر به هوا، ناپروا
باز شوریدهدل، آشفته دماغی دارد ۲
عمرها پای طلب داشت به دامان شکیب
باز افتاده به راهیّ و سراغی دارد ۳
شب ز سودای تو با داغ جنون دلگیرم
که درین خانه تاریک، چراغی دارد؟ ۴
هر که گردیده به طرف سر کویی خرسند
نه سر سروو نه اندیشه باغی دارد ۵
داده میلی ز جنون دامن ناموس ز دست
زده بر عالم عرفان و فراغی دارد ۶
باز پروانه ما رو به چراغی دارد ۱
میرود بیسر و پا، سر به هوا، ناپروا
باز شوریدهدل، آشفته دماغی دارد ۲
عمرها پای طلب داشت به دامان شکیب
باز افتاده به راهیّ و سراغی دارد ۳
شب ز سودای تو با داغ جنون دلگیرم
که درین خانه تاریک، چراغی دارد؟ ۴
هر که گردیده به طرف سر کویی خرسند
نه سر سروو نه اندیشه باغی دارد ۵
داده میلی ز جنون دامن ناموس ز دست
زده بر عالم عرفان و فراغی دارد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - سخن آن مست کجا با من مدهوش کند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - اول عشق است، جای بیوفاییها نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.