خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، جنون، رشک، و درد دل سخن میگوید. شاعر از بخت بد، عشق نافرجام، و رنجهای عاطفی مینالد و از تأثیرات مخرب غم و غیرت بر زندگی خود یاد میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و مفهومی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند جنون، غیرت، و ستم ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۳۵ - زلفت زبان طعنه به بخت نگون کشید
زلفت زبان طعنه به بخت نگون کشید
آهوی عقل را به کمند جنون کشید ۱
نزدیک شد که مهر سرایت کند درو
چون می ز بس که خون دل گرمخون کشید ۲
می با تو غیر خورد و ز بخت زبون مرا
از بزم وصل، شحنهٔ غیرت برون کشید ۳
صد مرغ دل تپید ز پا بستگی به خاک
صیاد غمزهٔ تو چو دام فسون کشید ۴
وقت نصیحت خرد آن مست در رسید
پندش ز یک نظاره به حرف جنون کشید ۵
میلی به بزم رشک، علیرغم مدعی
خونابهٔ ستم چو می لالهگون کشید ۶
آهوی عقل را به کمند جنون کشید ۱
نزدیک شد که مهر سرایت کند درو
چون می ز بس که خون دل گرمخون کشید ۲
می با تو غیر خورد و ز بخت زبون مرا
از بزم وصل، شحنهٔ غیرت برون کشید ۳
صد مرغ دل تپید ز پا بستگی به خاک
صیاد غمزهٔ تو چو دام فسون کشید ۴
وقت نصیحت خرد آن مست در رسید
پندش ز یک نظاره به حرف جنون کشید ۵
میلی به بزم رشک، علیرغم مدعی
خونابهٔ ستم چو می لالهگون کشید ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۴ - بعد عمری که دمی یار من زار شود
گوهر بعدی:شماره ۱۳۶ - هر طرف از گرد حی با آه و واویلی نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.