خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این متن از عشق و فراق میگوید و بیان میکند که معشوق با وعدههای دروغین او را فریب میدهد. او از اضطراب و ناراحتی ناشی از این رفتارها سخن میگوید و اشاره میکند که معشوق حتی در هنگام شادی و میگساری نیز به او کمتوجهی میکند.
متن دارای مضامین عاشقانهای است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، اشاره به میگساری و رفتارهای پیچیدهی عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۱۲۲ - تا دمی دامان وصلش دست شوقم سر دهد
تا دمی دامان وصلش دست شوقم سر دهد
هر زمان بهر فریبم وعده دیگر دهد ۱
دل زعشقم جمع کرده و راندم از کوی خویش
همچو صیّادی که صید نیم بسمل سر دهد ۲
تاب چون آرم، که یاد مهربانیهای او
هر زمان دلداری شوق هجوم آور دهد ۳
از خلاف وعدهام شد منعفل، وز اضطراب
رفت از یادش که بازم وعده دیگر دهد ۴
حال میلی با شدش خاطرنشان، از اعتماد
چون خورد میبا رقیبان، بادهاش کمتر دهد ۵
هر زمان بهر فریبم وعده دیگر دهد ۱
دل زعشقم جمع کرده و راندم از کوی خویش
همچو صیّادی که صید نیم بسمل سر دهد ۲
تاب چون آرم، که یاد مهربانیهای او
هر زمان دلداری شوق هجوم آور دهد ۳
از خلاف وعدهام شد منعفل، وز اضطراب
رفت از یادش که بازم وعده دیگر دهد ۴
حال میلی با شدش خاطرنشان، از اعتماد
چون خورد میبا رقیبان، بادهاش کمتر دهد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۱ - ز بس کان سست پیمان در حق من بدگمان باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۲۳ - چون شدم بسمل، به دستم دامن قاتل نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.