این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و مستی و اضطراب ناشی از آن سخن میگوید. او از نشانههای مختلفی مانند چشمان خوابآلود، سخنان عتابآمیز و نگاههای پنهانکارانه، به احساسات و اضطراب معشوق پی میبرد. همچنین، اشارهای به حضور یک مدعی و ترس از افشا شدن رابطه وجود دارد. در پایان، شاعر از حضور میلی بیپا و سر در خرابات سخن میگوید که نشاندهندهی حالت مستی و بیخودی است.
محتوا شامل مفاهیمی مانند عشق، اضطراب و اشارههایی به شراب و مستی است که برای مخاطبان جوان و بزرگسال مناسبتر است. همچنین، زبان شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال پیچیده باشد.
شماره ۱۰۷ - مستی از لعل شراب آلود او معلوم شد
وز خمار چشم خواب آلود او معلوم شد ۱
بدگمان، با دیگری دارد گمان عشق من
از سخنهای عتاب آلود او معلوم شد ۲
کرده او را اضطرابم آگه از عشق نهان
از نگههای حجاب آلود او معلوم شد ۳
داشت بیم از مدّعی، چون بود با من در سخن
از حدیث اضطراب آلود او معلوم شد ۴
از خرابات آمد امشب میلی بی پا و سر
از سراپای شراب آلود او معلوم شد ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.