خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. شاعر از رازداری بیفایده، رسوایی عشق، کیفیت مستی از خیال معشوق، فریبخوردگی و شوق دیدار او سخن میگوید. همچنین، او از خجالت و بیخودی ناشی از عشق و عدم لذت بردن از بزم وصال معشوق مینالد.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فریب و رسوایی نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارند.
شماره ۹۲ - رازم فسانه از نگه عاشقانه شد
رازم فسانه از نگه عاشقانه شد
بیهوده رازدار خجل در میانه شد ۱
رسواییام ببین که ز شرم پیام من
قاصد به سوی او نتواند روانه شد ۲
از بادهٔ خیال توام دوش دست داد
کیفیتی، که نالهٔ زارم ترانه شد ۳
با غیر وعده داد و مرا چون ز دور دید
برخاست از فریب و روان سوی خانه شد ۴
شوقم ببین که با همه غیرت، به بزم تو
پیغام غیر، آمدنم را بهانه شد ۵
میلی نیافت لذتی از بزم وصل تو
از بس خجل ز آمدن بیخودانه شد ۶
بیهوده رازدار خجل در میانه شد ۱
رسواییام ببین که ز شرم پیام من
قاصد به سوی او نتواند روانه شد ۲
از بادهٔ خیال توام دوش دست داد
کیفیتی، که نالهٔ زارم ترانه شد ۳
با غیر وعده داد و مرا چون ز دور دید
برخاست از فریب و روان سوی خانه شد ۴
شوقم ببین که با همه غیرت، به بزم تو
پیغام غیر، آمدنم را بهانه شد ۵
میلی نیافت لذتی از بزم وصل تو
از بس خجل ز آمدن بیخودانه شد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱ - دوش در بزم که لبهایت شرابآلوده بود؟
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.