خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از جدایی و بیوفایی یار مینالد. او از شکایتهای یار، ناتوانی در پاسخگویی، و احساس ناامیدی سخن میگوید. همچنین، به آرزوی دیدار و حسرت روزهای خوش گذشته اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۹۰ - کو بخت آنکه یار شکایت ز من کند
کو بخت آنکه یار شکایت ز من کند
چندانکه مدعی نتواند سخن کند ۱
گردد هزار تازه گرفتار، ناامید
گر شکوهای دلم ز تو پیمانشکن کند ۲
گر بیم سرگرانی او نیست غیر را
منعم چرا ز همرهی خویشتن کند ۳
آن طالعم کجاست که از پهلوی رقیب
قتل مرا بهانهٔ برخاستن کند ۴
او میکند سوال و زبان در جواب او
از اضطراب دل نتواند سخن کند ۵
میلی هزار حیف که آن می پرست را
ذوق شراب، ساقی هر انجمن کند ۶
چندانکه مدعی نتواند سخن کند ۱
گردد هزار تازه گرفتار، ناامید
گر شکوهای دلم ز تو پیمانشکن کند ۲
گر بیم سرگرانی او نیست غیر را
منعم چرا ز همرهی خویشتن کند ۳
آن طالعم کجاست که از پهلوی رقیب
قتل مرا بهانهٔ برخاستن کند ۴
او میکند سوال و زبان در جواب او
از اضطراب دل نتواند سخن کند ۵
میلی هزار حیف که آن می پرست را
ذوق شراب، ساقی هر انجمن کند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۹ - چو یار از من رمید، آرام جان من که خواهد شد؟
گوهر بعدی:شماره ۹۱ - دوش در بزم که لبهایت شرابآلوده بود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.