خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از ریزش شبنم و اشک به عنوان نمادهایی از اندوه و عشق ناکام سخن میگوید. شاعر از نگاه خشمگین معشوق و تأثیر آن بر خود میگوید و با تصاویری مانند زلف، گل و مشک، زیبایی و درد عشق را به تصویر میکشد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۶۷ - نه شبنم بر زمین از یاسمین ریخت
نه شبنم بر زمین از یاسمین ریخت
که پیشت آبرویش بر زمین ریخت ۱
نهادم آستین بر دامن چشم
مرا چون شیشه خون از آستین ریخت ۲
به قصد کشتنم، در ساغر چشم
نگاه خشمگینش زهر کین ریخت ۳
چو زلفت آستین بر عنبر افشاند
رخت در دامن گل، مشک چین ریخت ۴
به بزم آرزو، چون شمع، میلی
سرشک گرم زآه آتشین ریخت ۵
که پیشت آبرویش بر زمین ریخت ۱
نهادم آستین بر دامن چشم
مرا چون شیشه خون از آستین ریخت ۲
به قصد کشتنم، در ساغر چشم
نگاه خشمگینش زهر کین ریخت ۳
چو زلفت آستین بر عنبر افشاند
رخت در دامن گل، مشک چین ریخت ۴
به بزم آرزو، چون شمع، میلی
سرشک گرم زآه آتشین ریخت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶ - امشب که گوشه ی اجلم منزل آمدهست
گوهر بعدی:شماره ۶۸ - گویم چو حال خود به تو، تغییر حال چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.