خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوع ارزش و احترام به خود و دیگران میپردازد. شاعر بیان میکند که برخی افراد به خاطر منافع مادی، چیزهای باارزش مانند آبرو و کرامت خود را به راحتی میفروشند. او تأکید میکند که برخی چیزها مانند آبرو و احترام، ارزشی فراتر از مادیات دارند و نباید به هر قیمتی فروخته شوند.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شمارهٔ ۶ - وحشی بیخانمان
ای پیش همت تو متاع سرای دهر
بی قدرتر از آنکه توان رایگان فروخت ۱
جایی که کمترین نفرت بار خود گشود
یک جنس خود به مایهٔ سد بحر و کان فروخت ۲
هندوی تو گهی که برون آمد از حجاز
از بهر عشر حاصل هندوستان فروخت ۳
آگه نیی که از پی وجه معاش خویش
هر چیز داشت وحشی بی خانمان فروخت ۴
چیزی که از بلاد عراق آمدش به دست
آورد و در دیار جرون در زمان فروخت ۵
از بهر وجه آب وضو اندر این دیار
سجاده کرد در گرو و طیلسان فروخت ۶
دارد کنون فروختنی آبروی و بس
وان جنس نیست اینکه به هر کس توان فروخت ۷
بی قدرتر از آنکه توان رایگان فروخت ۱
جایی که کمترین نفرت بار خود گشود
یک جنس خود به مایهٔ سد بحر و کان فروخت ۲
هندوی تو گهی که برون آمد از حجاز
از بهر عشر حاصل هندوستان فروخت ۳
آگه نیی که از پی وجه معاش خویش
هر چیز داشت وحشی بی خانمان فروخت ۴
چیزی که از بلاد عراق آمدش به دست
آورد و در دیار جرون در زمان فروخت ۵
از بهر وجه آب وضو اندر این دیار
سجاده کرد در گرو و طیلسان فروخت ۶
دارد کنون فروختنی آبروی و بس
وان جنس نیست اینکه به هر کس توان فروخت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۵ - لطف کردید
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷ - چیستان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.