خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق نافرجام و دلبستگی سخن میگوید. شاعر خطاب به دل خود میگوید که از بیتابی و شیدایی دست بردارد، زیرا این رفتار به رسوایی میانجامد. او همچنین از انکار عشق و بازیهای عاشقانه انتقاد میکند و اشاره میکند که دلش در دام تمنا و شیدایی گرفتار شده است. در نهایت، شاعر از شادی و بیقراری دلش در حضور معشوق میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و انتقادی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۶ - دلا بیطاقتی کم کن چو شیدا کردهای خود را
دلا بیطاقتی کم کن چو شیدا کردهای خود را
که امروز است یا فردا که رسوا کردهای خود را ۱
ز انکار محبت خویش را بازی مده چندین
که بازیبازی ای دل، گرم سودا کردهای خود را ۲
برای شکوه من رفتهای ای غیر، سوی او
به این تقریب، باری پیش او جا کردهای خود را ۳
کنی هردم شتاب نامه بردن پیش او، قاصد
بدان ماند که رفتهرفته شیدا کردهای خود را ۴
دلا پایت نمیآید ز شادی بر زمین، گویا
چو میلی صید فتراک تمنا کردهای خود را ۵
که امروز است یا فردا که رسوا کردهای خود را ۱
ز انکار محبت خویش را بازی مده چندین
که بازیبازی ای دل، گرم سودا کردهای خود را ۲
برای شکوه من رفتهای ای غیر، سوی او
به این تقریب، باری پیش او جا کردهای خود را ۳
کنی هردم شتاب نامه بردن پیش او، قاصد
بدان ماند که رفتهرفته شیدا کردهای خود را ۴
دلا پایت نمیآید ز شادی بر زمین، گویا
چو میلی صید فتراک تمنا کردهای خود را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵ - سازد خموش تا من حسرت فزوده را
گوهر بعدی:شماره ۷ - می دهد ساقی می نابی که می سوزد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.