خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از احساسات خود در مورد عشق و دوری معشوق میگوید. او از ناخوشیها، بیپاسخی معشوق، و اضطراب ناشی از این دوری سخن میگوید. همچنین، از ترس از دست دادن خود در مستی و یاد معشوق مینالد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههایی به مستی و اضطراب دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۳ - شب که به بزم خویشتن، دید من خراب را
شب که به بزم خویشتن، دید من خراب را
رفت برون ز مجلس و ساخت بهانه خواب را ۱
بعد هزار ناخوشی، وقت نظاره چون شود
بخت بد من آورد، پیش نظر حجاب را ۲
لب ز جواب پرسشم بستی و من ز بیخودی
می کنم از تو هر زمان، پرسش این جواب را ۳
دل به امید خنده ات، گر بنهد زیان کند
هر که شناخت خوی آن غمزه پر عتاب را ۴
مانع بی قراریم، گر نشدی وصال تو
قدر نمی شناختم، لذت اضطراب را ۵
میلی ازین فزون مخور می که مباد ناگهان
رهزن یاد او کنی، بیخودی شراب را ۶
رفت برون ز مجلس و ساخت بهانه خواب را ۱
بعد هزار ناخوشی، وقت نظاره چون شود
بخت بد من آورد، پیش نظر حجاب را ۲
لب ز جواب پرسشم بستی و من ز بیخودی
می کنم از تو هر زمان، پرسش این جواب را ۳
دل به امید خنده ات، گر بنهد زیان کند
هر که شناخت خوی آن غمزه پر عتاب را ۴
مانع بی قراریم، گر نشدی وصال تو
قدر نمی شناختم، لذت اضطراب را ۵
میلی ازین فزون مخور می که مباد ناگهان
رهزن یاد او کنی، بیخودی شراب را ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - کو فریب وعده ای، جان بلااندوز را؟
گوهر بعدی:شماره ۴ - دل که زیاده می کند، قاعده نیاز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.