خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است که با نگاهی او را از هستی ربوده و به عالمی دیگر برده است. شاعر از غیبت معشوق و توجه او به رقیب شکایت دارد و از دلتنگی و فکر مدام به او میگوید.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱ - به چشم مست، ز هستی ربوده ای ما را
به چشم مست، ز هستی ربوده ای ما را
ز یک نگاه، به عالم نموده ای ما را ۱
ز ره برد غرض آلوده حرف غیر،تو را
هزار بار اگر آزموده ای ما را ۲
چه شد که بر سر بالین ما نمی آیی؟
به حال مرگ همانا شنوده ای ما را ۳
ز بس که خوش حرکاتی ز التفات رقیب
به دل هزار محبت فزوده ای ما را ۴
ز فکر حال تو میلی همیشه دلتنگیم
مگر دمی که به خاطر نبوده ای ما را ۵
ز یک نگاه، به عالم نموده ای ما را ۱
ز ره برد غرض آلوده حرف غیر،تو را
هزار بار اگر آزموده ای ما را ۲
چه شد که بر سر بالین ما نمی آیی؟
به حال مرگ همانا شنوده ای ما را ۳
ز بس که خوش حرکاتی ز التفات رقیب
به دل هزار محبت فزوده ای ما را ۴
ز فکر حال تو میلی همیشه دلتنگیم
مگر دمی که به خاطر نبوده ای ما را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:شماره ۲ - کو فریب وعده ای، جان بلااندوز را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.