خلاصه و ردهبندی سنی
16+
در این متن، شاعر از آمدن و رفتن معشوق سخن میگوید که با لبخند و نگاهش شادی و درد را به همراه میآورد. همچنین، از حسرت و اندوهی که در دل کافر و مسلمان از دیدن مو و روی معشوق جاری میشود، یاد میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات ادبی و تمثیلهای شاعرانه نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.
شماره ۳۶ - می آمد و شهد از لب خندان می ریخت
می آمد و شهد از لب خندان می ریخت
می رفت و به دل تیر ز مژگان می ریخت ۱
از حسرت موی و روی خود خون جگر
از دیدهٔ کافر و مسلمان می ریخت ۲
می رفت و به دل تیر ز مژگان می ریخت ۱
از حسرت موی و روی خود خون جگر
از دیدهٔ کافر و مسلمان می ریخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶ - ای نام تو جان بخشتر از آب حیات
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - از شمع به شب آتش سوزان می ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.