خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به ستایش هنر و فضائل یک استاد ادبیات میپردازد که با وجود جدایی فیزیکی، تأثیر و حضور او در آثارش همچنان نمایان است. شاعر از زیبایی و عمق سخنان استاد سخن میگوید و بیان میکند که ستارههای سخن او برای همیشه درخشان خواهند ماند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق ادبی و استعاری است که درک آن به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند.
شمارهٔ ۳۱ - قطعه
دریغ کان هنر اوستاد ما شیدا
که در فضائل او عقل مات و حیرانست ۱
جدا شد آن گل باغ ادب ز ما و رواست
چو زلف سنبل اگر حال ما پریشانست ۲
به صورت ار چه ز ما رخ نهفت در معنی
خطا بود که بگویم زدیده پنهانست ۳
هزار آینه ز اوراق نظم و نثر از او
بماند و طلعتش از هریکی نمایانست ۴
نجوم راست افول و از این سپهر ادب
ستارههای سخن تا ابد درخشانست ۵
که در فضائل او عقل مات و حیرانست ۱
جدا شد آن گل باغ ادب ز ما و رواست
چو زلف سنبل اگر حال ما پریشانست ۲
به صورت ار چه ز ما رخ نهفت در معنی
خطا بود که بگویم زدیده پنهانست ۳
هزار آینه ز اوراق نظم و نثر از او
بماند و طلعتش از هریکی نمایانست ۴
نجوم راست افول و از این سپهر ادب
ستارههای سخن تا ابد درخشانست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۳۰ - قطعه
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳۲ - قطعه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.