متن درباره پشهای است که بر پشت فیل مینشیند و هنگام بلند شدن، از فیل میخواهد که نلرزد تا او بتواند برود. فیل در پاسخ میگوید که از آمدن پشه آسیبی ندیده، اما از رفتن او ناراحت میشود. پشه با بیاعتنایی به حرف فیل، به مغز او نفوذ میکند و او را آزار میدهد. در پایان، فیل پشه را از پا درمیآورد و پیام اخلاقی میدهد که دشمنان کوچک را دستکم نگیرید، زیرا ممکن است خطرناک باشند.
متن دارای پیام اخلاقی و درسآموز است که برای کودکان و نوجوانان مناسب میباشد. همچنین، زبان آن ساده و قابل درک است، اما ممکن است کودکان زیر 10 سال بهطور کامل مفهوم آن را درک نکنند.
شمارهٔ ۱ - قطعه
نشست و خواست برخیزد دگر بار ۱
بگفت ای پیل چون خیزم من از جای
ملرز و خویش را محکم نگهدار ۲
بگفت از آمدن دادی چه رنجم
که تا از رفتنت باشم در آزار ۳
نفهمیدم چو گشتی بار دوشم
ز بس ناچیز و خردی و سبکبار ۴
ز جا جست و به مغز وی درون شد
برآوردش دمار از جان افکار ۵
ز پا افکند وی را و چنین گفت:
بزرگا دشمنت را خرد مشمار ۶
مبین بر خصم خود از چشم تحقیر
که گاهی موربینی و بود مار ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.