این شعر عرفانی در مدح شیخ اسمعیل تاج الواعظین سروده شده است. شاعر او را به بلبلی تشبیه میکند که عمری را در بستان دوست (خدا) به نغمهسرایی گذرانده است. عشق او به دوست بیپایان و محکم بود و در دو عالم از لطف بیپایان دوست بهرهمند شد. شاعر از عاشقی ثابتقدم سخن میگوید که حتی مرگ نیز نمیتواند او را از دامان دوست جدا کند. شیخ اسمعیل با شنیدن ندای «ارجعی» به سوی دوست شتافت و دوست از اطاعت او خشنود شد. در پایان، شاعر تاریخ وفات او را با اشاره به قربانی شدن در راه دوست ثبت میکند.
محتوا دارای مفاهیم عرفانی و عمیق است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شمارهٔ ۸۱ - تاریخ
بلبل آسا نغمه زن یکعمر در بستان دوست ۱
عشق بی پایان اوبا دوست محکم بود و شد
شامل او در دو عالم لطف بیپایان دوست ۲
نازم آن ثابت قدم عاشق که تیغ مرگ هم
دست او نتوان کند کوتاه از دامان دوست ۳
ارجعی از دوست بشنید و بسوی او شتافت
دوست لذت میبرد از بردن فرمان دوست ۴
بهر تاریخ وفاتش زد رقم کلک صغیر
کرد اسمعیل جان از جلوهٔی قربان دوست ۵
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.