خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از دیوانگی به عنوان راهی برای رسیدن به فرزانگی و عشق یار سخن می‌گوید. او از رنج‌های عشق، بی‌توجهی معشوق و اسارت در دام تعلق می‌نالد، اما در نهایت مردانگی و عشق را برمی‌گزیند.

مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعاره‌های پیچیده و نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی، این متن را برای مخاطبان با سنین پایین‌تر دشوار می‌سازد.

مشاهده کامل

شماره ۴۰۷ - تا زده‌ام خویش به دیوانگی

تا زده‌ام خویش به دیوانگی
یافته‌ام راه به فرزانگی ۱

کی رسدم سلسله از زلف یار
گر نزنم خویش به دیوانگی ۲

ریزد اگر خون من آن آشنا
به که دهد نسبت بیگانگی ۳

آه که صیاد مرا در قفس
کشت ز بی آبی و بی دانگی ۴

دام تعلق گسل و چون صبا
ساز جهان خانه به بیخانگی ۵

کام بری گر بگذاری صغیر
کام به عشق از سر مردانگی ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰۶ - گر نوازی ز کرم یا که کشی یا که به بندی
گوهر بعدی:شماره ۴۰۸ - گر نه ای دل پای بند طرهٔ طرار یاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.