خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به موضوعاتی مانند بیپناهی، ظلم، دادخواهی، و رنج انسانهای ضعیف میپردازد. شاعر از حال تباه افراد محروم سخن میگوید و به ظالمان هشدار میدهد که پیش از آنکه خود در چاه بیفتند، دست از ستم بردارند. همچنین، به ناتوانی و درماندگی انسانهای بیپناه اشاره میکند و از بیتفاوتی دیگران نسبت به رنج آنان انتقاد میکند.
متن حاوی مفاهیم عمیق اجتماعی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی مضامین مانند ظلم و رنج ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۳۶۸ - بیچارهٔی که نیست بجز حق پناه او
بیچارهٔی که نیست بجز حق پناه او
آن کن که به شود ز تو حال تباه او ۱
از خود مساز رنجه را کسی که سوی تو
گردد رها ز شصت خدا تیر آه او ۲
بیداد گر هلاک شد و ماند برقرار
بیدادکش که بود خدا دادخواه او ۳
چه کند ظالمی بره و خود در آن فتاد
زان پیشتر که دیگری افتد بچاه او ۴
خواهی گواه مسکنت از مفلس حزین
رخسار زرد و دیدهٔ پرخون گواه او ۵
تنها زبان وسیله برای سئوال نیست
بس کن که صد سئوال بود در نگاه او ۶
بس بینوا صغیر که شد چشم او سپید
فکری کسی نکرد بروز سیاه او ۷
آن کن که به شود ز تو حال تباه او ۱
از خود مساز رنجه را کسی که سوی تو
گردد رها ز شصت خدا تیر آه او ۲
بیداد گر هلاک شد و ماند برقرار
بیدادکش که بود خدا دادخواه او ۳
چه کند ظالمی بره و خود در آن فتاد
زان پیشتر که دیگری افتد بچاه او ۴
خواهی گواه مسکنت از مفلس حزین
رخسار زرد و دیدهٔ پرخون گواه او ۵
تنها زبان وسیله برای سئوال نیست
بس کن که صد سئوال بود در نگاه او ۶
بس بینوا صغیر که شد چشم او سپید
فکری کسی نکرد بروز سیاه او ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۷ - ای کحل چشم اهل نظر خاک پای تو
گوهر بعدی:شماره ۳۶۹ - آنکس که داده نسبت روی ترا بماه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.