خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و اسارت در دست معشوق ترکمن سخن میگوید. شاعر از ناتوانی در رهایی از این عشق و وفاداری بیچون و چرای خود مینالد. همچنین، به مقایسهای نمادین بین تاج پادشاهی و عشق خود اشاره میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، ممکن است برخی از اشارات تاریخی یا فرهنگی نیاز به پیشزمینهی ادبی داشته باشند.
شماره ۳۵۷ - هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
ببند اسیر بردن و تاراج تُرک من ۱
دانم که دل از او نتوانم دگر گرفت
مشکل بود اسیر گرفتن ز ترکمن ۲
گفتم مگر دو اسبه گریزم ز دست غم
آن هم نشسته بود چو دیدم به تَرک من ۳
از من که تَرک جان بنمودم به راه یار
غیر از وفا چه دید که بنمود تَرک من ۴
با تاج شه صغیر برابر نمیکنم
این افسر نمد که تو بینی به تَرک من ۵
ببند اسیر بردن و تاراج تُرک من ۱
دانم که دل از او نتوانم دگر گرفت
مشکل بود اسیر گرفتن ز ترکمن ۲
گفتم مگر دو اسبه گریزم ز دست غم
آن هم نشسته بود چو دیدم به تَرک من ۳
از من که تَرک جان بنمودم به راه یار
غیر از وفا چه دید که بنمود تَرک من ۴
با تاج شه صغیر برابر نمیکنم
این افسر نمد که تو بینی به تَرک من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.