خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و فراق سخن میگوید و درد هجران و دوری از معشوق را توصیف میکند. او با تصاویری مانند شمع سوختن، زندان بلا، و آتش حرمان، احساسات خود را بیان میکند و از رنجهای عشق و طعن رقیبان مینالد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۳۲۰ - عمریست که در هجران میسوزم و میسازم
عمریست که در هجران میسوزم و میسازم
با این غم بی پایان میسوزم و میسازم ۱
در بزم فراق ای دوست شب تا بسحر دایم
چون شمع سرشک افشان میسوزم و میسازم ۲
بی روی تو شد عالم زندان بلا بر من
با محنت ا ین زندان میسوزم و میسازم ۳
پویای ره کویت جویای گل رویت
با خار در این بستان میسوزم و میسازم ۴
حرمان وصال تو آتش زده بر جانم
با آتش این حرمان میسوزم و میسازم ۵
از طعن رقیب آذر دارم بجگراما
با سرزنش عدوان میسوزم و میسازم ۶
مانند صغیر از دل آهم شرر انگیزد
با این نفس سوزان میسوزم و میسازم ۷
با این غم بی پایان میسوزم و میسازم ۱
در بزم فراق ای دوست شب تا بسحر دایم
چون شمع سرشک افشان میسوزم و میسازم ۲
بی روی تو شد عالم زندان بلا بر من
با محنت ا ین زندان میسوزم و میسازم ۳
پویای ره کویت جویای گل رویت
با خار در این بستان میسوزم و میسازم ۴
حرمان وصال تو آتش زده بر جانم
با آتش این حرمان میسوزم و میسازم ۵
از طعن رقیب آذر دارم بجگراما
با سرزنش عدوان میسوزم و میسازم ۶
مانند صغیر از دل آهم شرر انگیزد
با این نفس سوزان میسوزم و میسازم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۹ - چگونه سر ز در پیر فقر بردارم
گوهر بعدی:شماره ۳۲۱ - بخون خویش نویسم بروی لوح مزارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.