خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و جهان هستی میپردازد. در آن از مفاهیمی مانند عشق، رازداری، معرفت و تقدیر سخن گفته شده است. شاعر از جذابیت معشوق، رنج عشق و نیاز به سکوت در مسیر معرفت یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین برخی از اشارات عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب باشد.
شماره ۲۸۱ - در خمر طرهٔ طرار کمند اندازش
در خمر طرهٔ طرار کمند اندازش
دل چنان رفت که در خواب ندیدم بازش ۱
خواهی ار حال من و یار بدانی اینست
او بخون پیکر من میکشد و من نازش ۲
چرخ را بیضه وش آورده بزیر پر خویش
مرغ دل تا بهوای تو بود پروازش ۳
هست تفسیر شکر خندهٔی از لعل لبت
میرود هر سخن از عیسی و از اعجازش ۴
جام جم گیر بکف تا بتو گردد معلوم
که چه انجام جهانست و چه بود آغازش ۵
رازها بس به بر پیر مغانست ولی
تا بدو سر ندهی پی نبری بر رازش ۶
سخن عشق بود آتش سوزان آری
نتوان کرد بهر خام طمع ابرازش ۷
گوشهٔ معرفت آباد خموشی جایی است
کانکه شد ساکن آن هست ملک دمسازش ۸
نی صغیر است که گوید سخن اینگونه بلی
نائی است آنکه تو از نی شنوی آوازش ۹
دل چنان رفت که در خواب ندیدم بازش ۱
خواهی ار حال من و یار بدانی اینست
او بخون پیکر من میکشد و من نازش ۲
چرخ را بیضه وش آورده بزیر پر خویش
مرغ دل تا بهوای تو بود پروازش ۳
هست تفسیر شکر خندهٔی از لعل لبت
میرود هر سخن از عیسی و از اعجازش ۴
جام جم گیر بکف تا بتو گردد معلوم
که چه انجام جهانست و چه بود آغازش ۵
رازها بس به بر پیر مغانست ولی
تا بدو سر ندهی پی نبری بر رازش ۶
سخن عشق بود آتش سوزان آری
نتوان کرد بهر خام طمع ابرازش ۷
گوشهٔ معرفت آباد خموشی جایی است
کانکه شد ساکن آن هست ملک دمسازش ۸
نی صغیر است که گوید سخن اینگونه بلی
نائی است آنکه تو از نی شنوی آوازش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - در گردنش آویخته گیسوی بلندش
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - سلطان نفس خود شو و مالک رقاب باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.