خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از حسرت عاشقان برای وصال معشوق و رنج‌های عشق سخن می‌گوید. شاعر از دل‌باختگانی می‌گوید که با وجود درد فراق، به زیبایی‌های معشوق دل‌خوش دارند و در راه عشق پایدار می‌مانند. همچنین، اشاره‌ای به اهمیت تمسک به راه پیامبر و اهل‌بیت برای نجات دارد.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات به رنج و حسرت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۲۴۰ - همه صحبت ز فراق وز وصالش دارند

همه صحبت ز فراق وز وصالش دارند
عمر خود صرف جهانی بخیالش دارند ۱

همه جویندهٔ آن جان جهانند ولی
اهل دل بهره ز دیدار جمالش دارند ۲

خم از آن قامت عشاق بود کاندر دل
حسرت ابروی مانند هلالش دارند ۳

رنجه از رنج و ملال غم عشقش نشوند
نظر آنانکه بغنج و بدلالش دارند ۴

می طپد در قفس سینه همی مرغ دلم
هر کجا صحبتی از دانهٔ خالش دارند ۵

هر کجا می‌گذرد مرغ دلم سنگ دلان
سنگ بر کف پی بشکستن بالش دارند ۶

خون هم اهل جهان بهر جهان میریزند
با وجودیکه یقین خود بزوالش دارند ۷

شود آن طایفه را عاقبت کار بخیر
که بهر ‌امر نظر سوی مآلش دارند ۸

پا نمی لغزد از آن فرقه که مانند صغیر
دست بر دامن پیغمبر و آلش دارند ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۳۹ - بندهٔ پادشهی باش که درویش بود
گوهر بعدی:شماره ۲۴۱ - خدا را جمع نتوان با هوا کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.