خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و به رنجهای عشاق اشاره میکند. همچنین، مضامینی مانند ناپیدایی معشوق، بیخبری عشاق از خود، و ضرورت گذشتن از خود در وادی عشق مطرح شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی موجود در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۹۹ - مردم چشم تو نازیم که در پرده درند
مردم چشم تو نازیم که در پرده درند
واندر آن پرده ز مردم بملا پرده درند ۱
دهنت هیچ و از آن هیچ بعشاق چنان
کار تنک است که از هستی خود بیخبرند ۲
رسته گرد لب شیرین تو خط مشگین
یا که موران سیه جمع بدور شکرند ۳
رنج خود کم کن و عشاقت از این بیش مکش
زانکه این طایفه را هر چه کشی بیشترند ۴
وادی عشق تو را بی سر و پا باید رفت
زین سبب جملهٔ عشاق تو بی پا و سرند ۵
چون بخوبان نشوم رام که از گندم خال
این بهشتی پسران راه زنان پدرند ۶
همه چشمی نبود در خور آنروی صغیر
قابل دیدن رخسار وی اهل نظرند ۷
واندر آن پرده ز مردم بملا پرده درند ۱
دهنت هیچ و از آن هیچ بعشاق چنان
کار تنک است که از هستی خود بیخبرند ۲
رسته گرد لب شیرین تو خط مشگین
یا که موران سیه جمع بدور شکرند ۳
رنج خود کم کن و عشاقت از این بیش مکش
زانکه این طایفه را هر چه کشی بیشترند ۴
وادی عشق تو را بی سر و پا باید رفت
زین سبب جملهٔ عشاق تو بی پا و سرند ۵
چون بخوبان نشوم رام که از گندم خال
این بهشتی پسران راه زنان پدرند ۶
همه چشمی نبود در خور آنروی صغیر
قابل دیدن رخسار وی اهل نظرند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - نه تنها خجلت از روی تو ماه آسمان دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - هر که را بوئی از آن طرهٔ پرچین آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.