خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن عشق و ارادت خود را به معشوق یا شخصیتی مقدس بیان می‌کند. او از سجده کردن در راه معشوق و آرزوی دیدار او سخن می‌گوید و از لطف و عنایت معشوق سپاسگزاری می‌کند. شاعر همچنین به طولانی بودن مسیر رسیدن به این آرزو اشاره کرده و در نهایت از رسیدن به تماشای وصل ابراز خوشحالی می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۹۱ - کردم از سجدهٔ راه تو جبین آرایی

کردم از سجدهٔ راه تو جبین آرایی
سر اقبال من و پیشهٔ گردن سایی ۱

باز چون آمده از سجده سرش سوده به چرخ
هر که بر خاک درت کرده جبین فرسایی ۲

آن قدر آرزوی سجدهٔ رویت که مراست
در همه روی زمینش نبود گنجایی ۳

دیرتر دولت پابوس تو دریافته‌ام
ز آنکه می‌کرده‌ام از دیده زمین پیمایی ۴

شکرلله که رسیدم به تماشا گه وصل
کردم از خاک درت تقویت بینایی ۵

بردر خویش بگو حرمت چشمم دارند
که به جاروب کشی آمده و سقایی ۶

خواهم از لطف تو باشد نگهی خاصهٔ من
نگهی نی چو نگاه دگران هر جایی ۷

طول منشور بقای ابدی را چکنم
خم ابروی تواش گر نکند طغرایی ۸

وحشیم طوطیم اندر پس آیینهٔ بخت
دایم از شکر عطای تو به شکرخایی ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۰ - خوش است چشم به چشم تو و نگاه نهانی
گوهر بعدی:غزل ۳۹۲ - چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.