خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن شعری است که بر اهمیت آزادی دل از غم، تعمیر دلهای ویران، و تأثیر شادی بر دیگران تأکید دارد. همچنین، به نکوهش مالاندوزی و خودخواهی پرداخته و راستی و استواری را میستاید.
مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی موجود در متن برای درک و ارتباط برقرار کردن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی (مانند اشاره به فرهاد) ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۱۹۱ - خواجه را گوی که از زیر زمین یاد کند
خواجه را گوی که از زیر زمین یاد کند
اینهمه روی زمین بهر که آباد کند ۱
دل ویران شدهٔی را کند ار کس تعمیر
هست بهتر ز دو صد خانه که بنیاد کند ۲
هر که خواهد دلش از قید غم آزاد شود
بایدش تا دلی از قید غم آزاد کند ۳
هیچ دانی چمن از چیست چنین خرم و شاد
بهر آنست که دلهای حزین شاد کند ۴
ایکه تلخی کسانخواهی و شیرینی خویش
باخبر شو که فلک با تو چو فرهاد کند ۵
خم نگردد قدش از بار ملامت چون تاک
راستی پیشهٔ خود هر که چو شمشاد کند ۶
آنکه از مال کسان خانه بیاراست صغیر
چون چراغیست که روشن بره باد کند ۷
اینهمه روی زمین بهر که آباد کند ۱
دل ویران شدهٔی را کند ار کس تعمیر
هست بهتر ز دو صد خانه که بنیاد کند ۲
هر که خواهد دلش از قید غم آزاد شود
بایدش تا دلی از قید غم آزاد کند ۳
هیچ دانی چمن از چیست چنین خرم و شاد
بهر آنست که دلهای حزین شاد کند ۴
ایکه تلخی کسانخواهی و شیرینی خویش
باخبر شو که فلک با تو چو فرهاد کند ۵
خم نگردد قدش از بار ملامت چون تاک
راستی پیشهٔ خود هر که چو شمشاد کند ۶
آنکه از مال کسان خانه بیاراست صغیر
چون چراغیست که روشن بره باد کند ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۰ - بر دل چو یاد لعل لب یار بگذرد
گوهر بعدی:شماره ۱۹۲ - راستی مردم از آندم که بصلب پدرند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.