خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، رهایی، اسارت و رنج میپردازد. شاعر از مرغی سخن میگوید که از قفس رها شده و به دنبال آزادی است، اما همچنان در دام عشق و رنج گرفتار است. متن به مفاهیم عمیق انسانی مانند عشق، درد و رهایی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق و انتزاعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۷۵ - خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای
خواهد دگر به دامگهی بال بسته ای
مرغ قفس شکستهای از دام جسته ای ۱
صیاد کیست تا نگذارد ز هستیش
غیر از سر بریده و بال شکستهای ۲
صیدی ستاده باز که بندد گلوی جان
در گردنش هنوز کمند گسستهای ۳
کو جرگهای که باز نماند نشان از او
جز جان زخم خوردهٔ خونابه بسته ای ۴
قیدیست قید عشق که ذوقش کسی که یافت
هرگز طلب نکرد دل باز رستهای ۵
عشرت در آن سر است که آید برون از او
هر بامداد چهره به خونابه شستهای ۶
وحشی خموش باش که آتش زبان نشد
الا دلی چو شعله بر آتش نشستهای ۷
مرغ قفس شکستهای از دام جسته ای ۱
صیاد کیست تا نگذارد ز هستیش
غیر از سر بریده و بال شکستهای ۲
صیدی ستاده باز که بندد گلوی جان
در گردنش هنوز کمند گسستهای ۳
کو جرگهای که باز نماند نشان از او
جز جان زخم خوردهٔ خونابه بسته ای ۴
قیدیست قید عشق که ذوقش کسی که یافت
هرگز طلب نکرد دل باز رستهای ۵
عشرت در آن سر است که آید برون از او
هر بامداد چهره به خونابه شستهای ۶
وحشی خموش باش که آتش زبان نشد
الا دلی چو شعله بر آتش نشستهای ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۴ - شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کردهای
گوهر بعدی:غزل ۳۷۶ - مردمی فرموده جا در چشم گریان کردهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.