هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی به تمجید خداوند و نقش او در خلقت و هدایت انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که خداوند انسان را به عنوان مظهر خود آفریده و با بخشش نعمتهایی مانند عقل، عشق و هدایت، راه خیر و شر را به او نشان داده است. همچنین، اشاره میکند که همه چیز در جهان طفیل خلقت انسان است و جهان برای عبادت خداوند آفریده شده است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و استعارههای پیچیده، فهم متن را برای گروههای سنی پایینتر سخت میکند.
شماره ۲۵ - خدای ساخته گنجینه گهر ما را
خدای ساخته گنجینه گهر ما را
نموده مظهر خود پای تا بسر ما را ۱
کمال عزت ما بین که حق بحد کمال
چو خواست جلوه کند ساخت جلوه گر ما را ۲
برای اینکه کند خویش جلوه در انظار
بداد جلوه در انظار یکدگر ما را ۳
ز عرش و فرش دل ما گزید مسکن خویش
نهاد تاج کرامت از آن بسر ما را ۴
ز وصل خویش بشارت میان جن و ملک
به ما بداد و از آن نام شد بشر ما را ۵
ز بر و بحر کند تا که صنع خود ظاهر
نمود کاشف اسرار بحر و بر ما را ۶
ز خشک و تر همه اشیا طفیل خلقت ماست
بود تصرف از این رو بخشک و تر ما را ۷
بسا خواص ز حکمت نهاده در اشیاء
ز حل و عقد همه کرده با خبر ما را ۸
ز ما پدید شود تا که قدرتش داده است
به دست رشتهٔ هر صنعت و هنر ما را ۹
برای ماست جهان ما برای طاعت حق
نکرده خلعت هستی عبث ببر ما را ۱۰
چراغ عقل بما داده تا که پرتو آن
ببخشد آگهی از راه خیر و شر ما را ۱۱
چو روی اصل محبت نموده خلقت ما
برخ گشوده هم از عشق خویش در ما را ۱۲
عجب که خوانده شب و روز پنج ره بحضور
ز لطف و رحمت بیرون ز حد و مر ما را ۱۳
صغیر دارد از او مسئلت که خود گردد
به راه بندگی خویش راهبر ما را ۱۴
نموده مظهر خود پای تا بسر ما را ۱
کمال عزت ما بین که حق بحد کمال
چو خواست جلوه کند ساخت جلوه گر ما را ۲
برای اینکه کند خویش جلوه در انظار
بداد جلوه در انظار یکدگر ما را ۳
ز عرش و فرش دل ما گزید مسکن خویش
نهاد تاج کرامت از آن بسر ما را ۴
ز وصل خویش بشارت میان جن و ملک
به ما بداد و از آن نام شد بشر ما را ۵
ز بر و بحر کند تا که صنع خود ظاهر
نمود کاشف اسرار بحر و بر ما را ۶
ز خشک و تر همه اشیا طفیل خلقت ماست
بود تصرف از این رو بخشک و تر ما را ۷
بسا خواص ز حکمت نهاده در اشیاء
ز حل و عقد همه کرده با خبر ما را ۸
ز ما پدید شود تا که قدرتش داده است
به دست رشتهٔ هر صنعت و هنر ما را ۹
برای ماست جهان ما برای طاعت حق
نکرده خلعت هستی عبث ببر ما را ۱۰
چراغ عقل بما داده تا که پرتو آن
ببخشد آگهی از راه خیر و شر ما را ۱۱
چو روی اصل محبت نموده خلقت ما
برخ گشوده هم از عشق خویش در ما را ۱۲
عجب که خوانده شب و روز پنج ره بحضور
ز لطف و رحمت بیرون ز حد و مر ما را ۱۳
صغیر دارد از او مسئلت که خود گردد
به راه بندگی خویش راهبر ما را ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۲۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴ - چند بچهره افکنی زلف سیاه خویش را
گوهر بعدی:شماره ۲۶ - در روزگار چون گذرد روزگار ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.