خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار عاشقانه، عشق و ارادت عمیق خود را به معشوق بیان میکند. او از فداکاری، بندگی و عشق بیحد خود سخن میگوید و حتی حاضر است برای رضای معشوق، همه چیز را فدا کند. شاعر معشوق را بالاتر از همه زیباییها و نعمتها میداند و از دیدار او به وجد آمده است.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۲۳ - داده ام جا به سر هوای تو را
داده ام جا به سر هوای تو را
می زنم بوسه خاک پای تو را ۱
سر من جان من بلاگردان
قد سر تا به پا بلای تو را ۲
خواه بنواز و خواه بگدازم
که به جان میخرم رضای تو را ۳
مهر و ماه اوفتاده از نظرم
تا بدیدم مها لقای تو را ۴
چون کنم شکر اینکه ایزد داد
در کفم رشتهٔ ولای تو را ۵
زاهد از حق بهشت میطلبد
من سر کوی با صفای تو را ۶
نظری بر صغیر کن جز تو
که نوازد شها گدای تو را ۷
می زنم بوسه خاک پای تو را ۱
سر من جان من بلاگردان
قد سر تا به پا بلای تو را ۲
خواه بنواز و خواه بگدازم
که به جان میخرم رضای تو را ۳
مهر و ماه اوفتاده از نظرم
تا بدیدم مها لقای تو را ۴
چون کنم شکر اینکه ایزد داد
در کفم رشتهٔ ولای تو را ۵
زاهد از حق بهشت میطلبد
من سر کوی با صفای تو را ۶
نظری بر صغیر کن جز تو
که نوازد شها گدای تو را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲ - ویرانهٔ آن گنج نهان است دل ما
گوهر بعدی:شماره ۲۴ - چند بچهره افکنی زلف سیاه خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.