خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساس خواری، بیاعتباری و ناامیدی خود سخن میگوید. او از این که مورد بیتوجهی و بیاحترامی قرار گرفته، ابراز ناراحتی میکند و از یار خود میخواهد که بیش از این او را ناامید نکند. شاعر همچنین به گذشتهای اشاره میکند که یارش با او مهربان بوده، اما اکنون او را با غم و اندوه تنها گذاشته است.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات مرتبط با ناامیدی و غم نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی و تجربهی زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۷۳ - سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای
سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای
تا نداند کس که چون بی اعتبارم کردهای ۱
چون به سوی کس توانم دید باز از انفعال
اینچنین کز روی مردم شرمسارم کردهای ۲
ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز
چون به لطف خویشتن امیدوارم کردهای ۳
تو همان یاری که با من داشتی صد التفات
کاین زمان با صد غم و اندوه یارم کردهای ۴
ای که میپرسی بدینسان کیستی زار و نزار
وحشیم من کاینچنین زار و نزارم کردهای ۵
تا نداند کس که چون بی اعتبارم کردهای ۱
چون به سوی کس توانم دید باز از انفعال
اینچنین کز روی مردم شرمسارم کردهای ۲
ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز
چون به لطف خویشتن امیدوارم کردهای ۳
تو همان یاری که با من داشتی صد التفات
کاین زمان با صد غم و اندوه یارم کردهای ۴
ای که میپرسی بدینسان کیستی زار و نزار
وحشیم من کاینچنین زار و نزارم کردهای ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۲ - آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه
گوهر بعدی:غزل ۳۷۴ - شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کردهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.