فریدون به خورشید سر برد و به انتقام پدرش کمربند بست. او در روز خرداد با فال نیک و اختر خوب به راه افتاد. سپاهش در درگاه او جمع شد و با اسبان و گاومیشها به پیش میرفتند. کیانوش و پرمایه همراه او بودند و برادرش نیز به او خیرخواه بود. فریدون با کینهای در سر و عدالتی در دل به سوی اروند رود حرکت کرد. اگر زبان پهلوانی را نمیدانستی، اروند را دجله میخواندی. منزل بعدی او لب دجله و شهر بغداد بود.
این متن دارای مفاهیم حماسی و اسطورهای است که ممکن است برای کودکان زیر 12 سال پیچیده باشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات قدیمی ممکن است نیاز به توضیح بیشتری داشته باشد که برای سنین پایینتر مناسب نیست.
بخش ۸ - فریدون به خورشید بر برد سر
کمر تنگ بستش به کین پدر ۱
برون رفت خرم به خرداد روز
به نیک اختر و فال گیتی فروز ۲
سپاه انجمن شد به درگاه او
به ابر اندر آمد سرگاه او ۳
به پیلان گردون کش و گاومیش
سپه را همی توشه بردند پیش ۴
کیانوش و پرمایه بر دست شاه
چو کهتر برادر ورا نیک خواه ۵
همی رفت منزل به منزل چو باد
سری پر ز کینه دلی پر ز داد ۶
به اروند رود اندر آورد روی
چنان چون بود مرد دیهیم جوی ۷
اگر پهلوانی ندانی زبان
بتازی تو اروند را دجله خوان ۸
دگر منزل آن شاه آزادمرد
لب دجله و شهر بغداد کرد ۹
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.