خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در آن شاعر از ناعادلانه بودن رفتار مدعی و نرمش ناپذیری او در برابر دیگران شکایت میکند. شاعر از این که مدعی با او با خشونت برخورد میکند و با دیگران با ملایمت، ابراز ناراحتی میکند. همچنین، شاعر از این که مدعی به قوانین خود پایبند نیست و به دنبال حفظ آبرو و ناموس خود است، انتقاد میکند.
این متن دارای مفاهیم انتقادی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۳۶۰ - با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو
با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو
ما را نوید باد ز زخم خدنگ تو ۱
نقش فریب غیر پذیرفت همچو موم
چون نرم گشت آه دل همچو سنگ تو ۲
با ما سبک عنان و به غیری گران رکاب
رشک آور است سخت شتاب و درنگ تو ۳
قانون خود به چنگ مخالف کنم به ساز
چون نیست احتمال رهایی ز چنگ تو ۴
ای تازه گل نه گرم جهان دیدهای نه سرد
نوعی نما که کم نشود آب و رنگ تو ۵
بد نام عالمیم ز ما احتراز کن
برماست حفظ جانب ناموس و ننگ تو ۶
وحشی نشین به خلوت خفاش کافتات
ناید به کنج کلبهٔ تاریک و تنگ تو ۷
ما را نوید باد ز زخم خدنگ تو ۱
نقش فریب غیر پذیرفت همچو موم
چون نرم گشت آه دل همچو سنگ تو ۲
با ما سبک عنان و به غیری گران رکاب
رشک آور است سخت شتاب و درنگ تو ۳
قانون خود به چنگ مخالف کنم به ساز
چون نیست احتمال رهایی ز چنگ تو ۴
ای تازه گل نه گرم جهان دیدهای نه سرد
نوعی نما که کم نشود آب و رنگ تو ۵
بد نام عالمیم ز ما احتراز کن
برماست حفظ جانب ناموس و ننگ تو ۶
وحشی نشین به خلوت خفاش کافتات
ناید به کنج کلبهٔ تاریک و تنگ تو ۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵۹ - آتشی خواهم دل افسرده را بریان در او
گوهر بعدی:غزل ۳۶۱ - تند سویم به غضب دید که برخیز و برو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.