خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از عدم توجه معشوق خود شکایت میکند و بیان میکند که بدون دیدن چهرهی او، نتوانسته تصویر ذهنیای از معشوق در خانهی خود بیابد.
این متن یک غزل عاشقانهی کلاسیک است که درک آن نیازمند آشنایی با مفاهیم شعری و عرفانی در ادبیات فارسی است. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر بدون توضیح مناسب، قابل درک نباشد.
شمارهٔ ۲۸۱ - مصور
یک دم آن شوخ مصور چهره با من وا نکرد
تا نبردم خانه خود صورتی پیدا نکرد ۱
تا نبردم خانه خود صورتی پیدا نکرد ۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۸۰ - مرده شوی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۸۲ - شاطر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.