خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از عشق و دلبری میگوید که مانند فروشنده زردک (هویج) است و هر بار که او را میسوزاند، به صحرا میرود و دیگر زردکی باقی نمیماند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و تمثیلی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد و نیاز به درک ادبی و عاطفی بیشتری دارد.
شمارهٔ ۲۴۶ - زردک فروش
دلبر زردک فروشم چون مرا هر سوز دواند
گفتم از دستت به صحرا زردک ریگی نماند ۱
گفتم از دستت به صحرا زردک ریگی نماند ۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۴۵ - شماع
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۴۷ - زردک فروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.