خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از عشق و دل‌بستگی سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به دلدارش آزار نرساند و از رفتارهای ناعادلانه خودداری کند. شاعر از زیبایی و قدرت معشوق سخن می‌گوید و از او می‌خواهد که به جای انتقام و ستم، به او اجازه دهد که به نظاره‌اش بنشیند. همچنین، شاعر از معشوق می‌خواهد که او را در قفس محدود نکند و به او آزادی دهد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۴۶ - ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن

ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن
آنچه او در کار من کردست در کارش مکن ۱

هندوی چشم تو شد می‌بین خریدارانه‌اش
اعتمادی لیک بر ترکان خونخوارش مکن ۲

گر چه تو سلطان حسنی دارد او هم کشوری
شوکت حسنش مبر بی‌قدر و مقدارش مکن ۳

انتقام از من کشد مپسند بر من این‌ستم
رخصت نظاره‌اش ده منع دیدارش مکن ۴

جای دیگر دارد او شهباز اوج جان ماست
هم قفس با خیل مرغان گرفتارش مکن ۵

این چه گستاخی‌ست وحشی تا چه باشد حکم ناز
التماس لطف با او کردن از یارش مکن ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۵ - ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن
گوهر بعدی:غزل ۳۴۷ - تو پاک دامن نوگلی من بلبل نالان تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.