خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از دیدن موزهای که امشب پناهگاه او بوده سخن میگوید و بیان میکند که از خود دور شده تا موزه را از پای او بکشد.
متن دارای مفاهیم عاطفی و شاعرانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شمارهٔ ۸۸ - موزه دوز
موزه دوز امرد که امشب دیده شد مأوای او
رفتم از خود تا کشیدم موزه را از پای او ۱
رفتم از خود تا کشیدم موزه را از پای او ۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۷ - مخمل فروش
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۹ - موزه دوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.