خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و علاقهی عمیق شاعر به معشوق سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای غنی، مانند سوختن ماه نو از غیرت ابروی معشوق و جاری شدن اشکهایش مانند مروارید غلطان، احساسات خود را بیان میکند. او حتی حاضر است مانند قلم از هم بگسلد اما از معشوق دور نشود و آرزو میکند که بتواند همهچیز را نثار ابروی معشوق کند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانهی عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر به کار رفته نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شمارهٔ ۱ - چرچین فروش
بت چرچین فروشم زد به سنگ آئینه را رویش
ز غیرت ماه نو را سوخته چقماق ابرویش ۱
چو شانه پیش او با صد زبان خاموش بنشینم
سخن را می کند مقراض لبهای سخنگویش ۲
پی آرایش دکان خود هرگه که بنشیند
چو مروارید غلطان طفل اشک من رود سویش ۳
جدا سازند اگر همچون قلم از بند بندم را
نگردم دور یک ساعت دوات آسا ز پهلویش ۴
مرا ای کاش بودی سیدا نقدی ز هر جنسی
به یک نظاره می کردم نثار طاق ابرویش ۵
ز غیرت ماه نو را سوخته چقماق ابرویش ۱
چو شانه پیش او با صد زبان خاموش بنشینم
سخن را می کند مقراض لبهای سخنگویش ۲
پی آرایش دکان خود هرگه که بنشیند
چو مروارید غلطان طفل اشک من رود سویش ۳
جدا سازند اگر همچون قلم از بند بندم را
نگردم دور یک ساعت دوات آسا ز پهلویش ۴
مرا ای کاش بودی سیدا نقدی ز هر جنسی
به یک نظاره می کردم نثار طاق ابرویش ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:دیوان اشعار
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲ - چرچین فروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.