خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رنج و مهجوری خود میگوید و بیان میکند که از همنفسان خود دور افتاده است. او همچنین از ناتوانی و ضعف خود در خدمت سخن میگوید و احساس دوری از خدمت به دلیل این ناتوانی را بیان میکند.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات غم و انزوا نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی برای درک و پردازش دارد.
شماره ۳۱ - صاحب جاها همیشه من رنجورم
صاحب جاها همیشه من رنجورم
از همنفسان خویشتن مهجورم ۱
عمریست به دست و پای من قوت نیست
از خدمت تو ز ناتوانی دورم ۲
از همنفسان خویشتن مهجورم ۱
عمریست به دست و پای من قوت نیست
از خدمت تو ز ناتوانی دورم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - صاحب جاها مراد از دل یابی
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - عمریست ز گلزار تماشا دورم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.