خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، احساسات عمیق و غمانگیز شاعر را بیان میکند. در آن از عناصر طبیعت مانند فلک، زمین، گل، سنبل و ... برای توصیف حالات درونی استفاده شده است. همچنین، مفاهیمی مانند عشق، رنج، کرامت و انتظار در آن دیده میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم مانند غم و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارند.
شماره ۵۵۰ - فلک از کهکشان چون سینه چاکست پنداری
فلک از کهکشان چون سینه چاکست پنداری
زمین از جوش غمناکان سر خاکست پنداری ۱
به چشم خونفشانم گر کنی نظاره مژگان را
به گرداب اوفتاده مشت خاشاکست پنداری ۲
کرم کیفیتی چون باده بخشد جان سایل را
کف دست کرامت پنجه تاکست پنداری ۳
پریشان می کند از سرکشی مغز سر گل را
به گلشن شاخ سنبل مار ضحاکست پنداری ۴
ز بس همچون هدف گیرم به دندان ناوک خود را
خدنگش در دهانم چوب مسواکست پنداری ۵
ز پابوسش جبینم سیدا روزی که آساید
سرم تا دامن محشر به افلاکست پنداری ۶
زمین از جوش غمناکان سر خاکست پنداری ۱
به چشم خونفشانم گر کنی نظاره مژگان را
به گرداب اوفتاده مشت خاشاکست پنداری ۲
کرم کیفیتی چون باده بخشد جان سایل را
کف دست کرامت پنجه تاکست پنداری ۳
پریشان می کند از سرکشی مغز سر گل را
به گلشن شاخ سنبل مار ضحاکست پنداری ۴
ز بس همچون هدف گیرم به دندان ناوک خود را
خدنگش در دهانم چوب مسواکست پنداری ۵
ز پابوسش جبینم سیدا روزی که آساید
سرم تا دامن محشر به افلاکست پنداری ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۹ - به کوی انتظاری آرمیدن ها چه می دانی
گوهر بعدی:شماره ۵۵۱ - تا لبت نام برآورده به شیرین سخنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.