خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به جدایی و رنجهای عاشقانه است. شاعر از عشق و فراق سخن میگوید و با تصاویر شعری مانند شعله، شمع، سمند، و نمک، احساسات خود را به تصویر میکشد. او از نگاه کوتاه معشوق و سپس رفتنش شکایت دارد و تأثیر این جدایی را بر قلب خود توصیف میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'داغ سینه' و 'کباب ساختن' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۵۳۱ - مرا ای شعله خود در تاب و تب انداختی رفتی
مرا ای شعله خود در تاب و تب انداختی رفتی
چو شمع آتش زدی چشم مرا بگداختی رفتی ۱
نشستی بر سمند و آمدی احوال پرسیدی
رسیدی همچو برق و ایستادی تاختی رفتی ۲
نخواهد دید داغ سینه من روی به بهبودی
نمک پاشیده بگذشتی کبابم ساختی رفتی ۳
نشستی بر سر بالینم و سویم نظر کردی
همین مقدار بر احوال من پرداختی رفتی ۴
چمن از گریه های سیدا دریای شوری شد
تبسم کردی و حق نمک نشناختی رفتی ۵
چو شمع آتش زدی چشم مرا بگداختی رفتی ۱
نشستی بر سمند و آمدی احوال پرسیدی
رسیدی همچو برق و ایستادی تاختی رفتی ۲
نخواهد دید داغ سینه من روی به بهبودی
نمک پاشیده بگذشتی کبابم ساختی رفتی ۳
نشستی بر سر بالینم و سویم نظر کردی
همین مقدار بر احوال من پرداختی رفتی ۴
چمن از گریه های سیدا دریای شوری شد
تبسم کردی و حق نمک نشناختی رفتی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۰ - مرا آورده بر سر لشکر سودا شبیخونی
گوهر بعدی:شماره ۵۳۲ - ز دستم می کشد دامن بهار افشان گریبانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.