خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و عشق نافرجام است. شاعر از عشق شدید و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید و خود را در میان دیگر عاشقان، رسوا و تنها میبیند. او از غم و ویرانههای عشق خود میگوید و اینکه چگونه در راه عشق، از پا افتاده است.
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، مضامین غمانگیز و عشق نافرجام نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی بیشتری دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۰۰ - در راه عشق با دل شیدا فتادهایم
در راه عشق با دل شیدا فتادهایم
چندان دویدهایم که از پا فتادهایم ۱
عاشق بسی به کوی تو افتاده است لیک
ما در میانهٔ همه رسوا فتادهایم ۲
پشت رقیب را همه قربست و منزلت
مردود درگه تو همین ما فتادهایم ۳
ما بیکسیم و ساکن ویرانهٔ غمت
دیوانههای طرفه به یک جا فتاده ایم ۴
وحشی نکردهایم قد از بار فتنه راست
تا در هوای آن قد رعنا فتادهایم ۵
چندان دویدهایم که از پا فتادهایم ۱
عاشق بسی به کوی تو افتاده است لیک
ما در میانهٔ همه رسوا فتادهایم ۲
پشت رقیب را همه قربست و منزلت
مردود درگه تو همین ما فتادهایم ۳
ما بیکسیم و ساکن ویرانهٔ غمت
دیوانههای طرفه به یک جا فتاده ایم ۴
وحشی نکردهایم قد از بار فتنه راست
تا در هوای آن قد رعنا فتادهایم ۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - دلی و طاقت صد آه آتشین دارم
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - از بهر چه در مجلس جانانه نباشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.