خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عشق و انتظار سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق و امید به دیدار او مینویسد، همچنین از رنجها و انتظارهای طولانی در این راه یاد میکند. تصاویری مانند طوف خاک، سبزه ناز، و خضر به کار رفتهاند تا احساسات عمیق و عرفانی شاعر را بیان کنند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای ادبی نیاز به درک ادبی بالاتری دارند.
شماره ۴۴۴ - گر به طوف خاکم آن عاشق نواز آید برون
گر به طوف خاکم آن عاشق نواز آید برون
از سر خاکم به جای سبزه ناز آید برون ۱
رفت سوی خانه خود یار و من تا روز حشر
می نشینم بر امید آنکه باز آید برون ۲
کار خوردان از بزرگان زود می گیرد رواج
شیشه از پیش خم می سرفراز آید برون ۳
گر غمش از نام بگذارد قدم فر سینه ام
جان به استقبال او با صد نیاز آید برون ۴
بسته ام در خدمت زلفش کمر چون سیدا
خضر کی از فکر این عمر دراز آید برون ۵
از سر خاکم به جای سبزه ناز آید برون ۱
رفت سوی خانه خود یار و من تا روز حشر
می نشینم بر امید آنکه باز آید برون ۲
کار خوردان از بزرگان زود می گیرد رواج
شیشه از پیش خم می سرفراز آید برون ۳
گر غمش از نام بگذارد قدم فر سینه ام
جان به استقبال او با صد نیاز آید برون ۴
بسته ام در خدمت زلفش کمر چون سیدا
خضر کی از فکر این عمر دراز آید برون ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۳ - چشم تا پوشیده ام از آرزوی خویشتن
گوهر بعدی:شماره ۴۴۵ - دلم افسرده شد از گردش ارض و سما بیرون
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.