خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر با تصاویر زیبا و احساسی، به یاد عشق و معشوق خود میافتد. او از غنچهها، سنبلها، دستهگلها و دیگر عناصر طبیعت برای بیان احساسات خود استفاده میکند. شاعر در جستجوی معشوق است و دلتنگی و پریشانی خود را با کلمات موزون و تصاویر شاعرانه بیان میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۴۳۰ - شکایت نامه آن روی چون گل بود در دستم
شکایت نامه آن روی چون گل بود در دستم
قلم در ناله چون منقار بلبل بود در دستم ۱
دماغم بود همچون نافه دلجمع از پریشانی
خوش آن شبها که همچون شانه کاکل بود در دستم ۲
به جستجوی تو در باغ هر صبحی که می رفتم
به هر سو می دویدم دسته گل بود در دستم ۳
به گلشن رفته روی سبزه ها را یاد می کردم
به یاد خط رخسار تو سنبل بود در دستم ۴
به کوی گلفروشان سیدا روزی که می رفتم
بسان غنچه همیان پر از پل بود در دستم ۵
قلم در ناله چون منقار بلبل بود در دستم ۱
دماغم بود همچون نافه دلجمع از پریشانی
خوش آن شبها که همچون شانه کاکل بود در دستم ۲
به جستجوی تو در باغ هر صبحی که می رفتم
به هر سو می دویدم دسته گل بود در دستم ۳
به گلشن رفته روی سبزه ها را یاد می کردم
به یاد خط رخسار تو سنبل بود در دستم ۴
به کوی گلفروشان سیدا روزی که می رفتم
بسان غنچه همیان پر از پل بود در دستم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۹ - بس که خو کردست با کلفت دل غم پیشه ام
گوهر بعدی:شماره ۴۳۱ - تا به سودای تو از خانه به بازار شدیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.